پیداکردن بچه هایی که با جسارت بیشتری از وسایل بازی استفاده می کنند، اصلا سخت نیست. انگار قدم هایشان را محکم تر برمی دارند و از اینکه هر کدام از وسایل بازی جدید را حتی برای اولین بار امتحان کنند، ترسی ندارند، اما بچه هایی را هم می توانید ببینید که برای قدم برداشتن حتی در سطح صاف از پدر و مادرشان کمک می خواهند. این تفاوت بارز رفتار به عقیده روان شناسان به دلیل خصوصیتی به نام «اعتمادبه نفس» است.

چگونه اعتماد به نفس را در کودکانمان بالا ببریم؟

روی یکی از صندلی های پارک بنشینید و به محوطه بازی کودکان دقت کنید. بچه ها را که در حال دویدن، پریدن یا بالارفتن از اسباب بازی ها هستند، نگاه کنید…

چگونه اعتماد به نفس را در کودکانمان بالا ببریم؟

پیداکردن بچه هایی که با جسارت بیشتری از وسایل بازی استفاده می کنند، اصلا سخت نیست. انگار قدم هایشان را محکم تر برمی دارند و از اینکه هر کدام از وسایل بازی جدید را حتی برای اولین بار امتحان کنند، ترسی ندارند، اما بچه هایی را هم می توانید ببینید که برای قدم برداشتن حتی در سطح صاف از پدر و مادرشان کمک می خواهند. این تفاوت بارز رفتار به عقیده روان شناسان به دلیل خصوصیتی به نام «اعتمادبه نفس» است.

تمام والدین برای افزایش و تقویت اعتمادبه نفس فرزندشان تلاش می کنند. کودکی را تصور کنید که برای اولین بار تصمیم دارد از یک پارچ آب برای خودش آب بریزد. اولین واکنش پدر و مادرها معمولا این است: «عزیزم! حواست رو جمع کن آب رو نریزی.» اما به نظرتان این جمله چطور است؟ «باریکلا که خودت برای خودت آب می ریزی، عزیزم!» در این مطلب روش هایی برای تقویت اعتمادبه نفس کودک پیشنهاد شده است.

اعتماد به نفس (Self – esteem ) زره و سلاح کودک در مقابله با دنیای خارج و دست و پنجه نرم کردن او با مسائل و مشکلات آن است . کودکانی که احساس خوبی نسبت به خود دارند ، در برخورد و مبارزه با تعارضات و فشارهای منفی موفق ترند . آنها به سهولت لبخند زده و از زندگی لذت می برند . این کودکان واقع گرا و خ��ش بین هستد . در مقابل ، کودکانی که اعتماد به نفس کمتری دارند ، مقابله با مسائل و مشکلات ، منبع اصلی و عظیم اضطراب و ناکامی آنهاست .
کودکانی که تصویرخوشایندی از خود ندارند و خود را ضعیف و ناتوان می پندارند ، اوقات سختی در رویارویی با مسائل و مشکلات خواهند داشت . اگر آنان اسیر افکار خود انتقادی مانند « من خوب نیستم » یا « من نمی توانم هیچ کاری را درست انجام دهم » شوند ، یقینا به افرادی مطیع ، منفعل ، منزوی و یا افسرده تبدیل خواهند شد و به محض مواجهه با مسئله ای جدید ، پاسخ آنها به سرعت « نمی توانم » است. بهتر است بدانید ، نقش شما به عنوان والدین کودک ، در ایجاد و تقویت « اعتماد به نفس » در فرزندانتان اهمیت زیادی دارد.
« اعتماد به نفس » چیست ؟
برای تجهیز کودکتان به ابزاری که به تقویت اعتماد به نفس او کمک کند ، قبل از هر جیز لازم است واژه « اعتماد به نفس» را بهتر بشناسید . برایان مسینگز ، روانشناس اطفال ، « اعتماد به نفس » را چنین تعریف می کند :
« اعتماد به نفس » مجموعه ای از باورها و احساسات است که ما درباره خود داریم .
تعریفی که ما از خود داریم ، با همان مقدار و کیفیت بر انگیزشها ، بازخوردها و رفتارهای ما تاثیر دارد . این الگوها در دوران اولیه زندگی ، در حدود سن ۳ یا ۴ سالگی شکل می گیرند . کودکان در این سن در حال کشف بسیاری از ایده ها و باورها و رسیدن به نتایجی هستند که در همان سنین شروع به شکل گرفتن و تثبیت شدن می کند ، اما این فرایند حتی قبل از این سن شروع شده است . زمانی که یک نوزاد یا طفل نو پا به مرحله مهمی از زندگی می رسد ، حس کمالی را تجربه می کند که تکیه گاه رشد اعتماد به نفس در او خواهد بود .
زمانی که کودک پس از تلاشهای پی در پی و ناموفق ، قادر به بردن قاشق به دهان می شود ، یک حس توانستن را تجربه می کند ؛ مفهوم موفقیت درپی تلاشهای پی در پی .
همچنان که کودک تلاش می کند ، شکست می خورد در باره توانمندیهای خود به باورهایی می رسد و در همان زمان ، بر اساس تعاملاتش با سایر افراد ، در حال شکل دادن افکاری در باره « خودش » می شود. این همان عاملی است که نقش کلیدی والدین را در کمک به شکل گیری سالم و درست « ادراک از خود » کودک نشان می دهد . اعتماد به نفس همچنین می تواند به عنوان ترکیبی از احساس قابلیت و احساس عشق و محبت تعریف شود . کودکی که با موفقیت هایش شاد است ، اما عشق را احساس نمی کند ، نهایتا” ممکن است احساس اعتماد به نفس کمتری را تجربه کند . کودکی که مورد محبت واقع می شود ، اما در رابطه با توانمندی هایش مردد است نیز ممکن است پنداره ضعیفی از خود داشته باشد . اعتماد به نفس زمانی حاصل می شود که بین این دو ، یک تعادل درست حاصل شود. .
علائم و نشانه های اعتماد به نفس
همچنانکه کودک رشد می کند ، روند اعتماد به نفس در او تغییر می یابد و با شرایط مختلف تطبیق داده می شود چرا که این روند ، از طریق تجربیات و ادراکات کودک شکل می گیرد .
کودکی که اعتماد به نفس ضعیفی دارد ، تلاشی برای تجربه های جدید انجام نمی دهد ، در باره خود منفی بافی می کند و چنین عباراتی را به کار می برد : « من احمقم » ، « من هرگز این کار را یاد نمی گیرم » و یا « کسی به من اهمیت نمی دهد » . او تحمل ناکامی را ندارد و به سادگی عقب نشینی می کند ؛ منتظر است کسی به او کمک کند و کارش را انجام دهد . این گونه کودکان موانع و شکستهای موقتی و زودگذر را به عنوان شرایطی غیر قابل تحمل ، سخت و دائمی تلقی می کنند و این به معنای غلبه حس بدبینی و بدی مطلق است .
کودکی که اعتماد به نفس خوبی دارد ، از تعامل با دیگران و شرکت در فعالیتهای گروهی لذت می برد و در نهادهای اجتماعی به دنبال کسب استقلال است . او مشتاق یافتن علائق جدید می باشد و هنگام رقابت و برخورد با مسائل ، به دنبال یافتن راه حل است چنین کودکی ناخشنودی اش را بدون تحقیر خود یا دیگران اعلام می دارد و به جای اینکه بگوید : « من یک کودنم » می گوید : « من این را نمی فهمم » و نقاط قوت و ضعف خود را شناخته آنرا می پذیرد . در این گونه کودکان ، حس خوش بینی غالب است .

چگونه اعتماد به نفس را در کودکانمان بالا ببریم؟

● الگوی مثبتی برایش باشید

حتما شما هم چند بار در دوران نوجوانی چنین جمله هایی را به زبان آورده اید: «آرزو دارم این کار را انجام دهم، اما نمی توانم.» این جمله های منفی که ناشی از ناتوانی در انجام امور است، به رفتار والدین مرتبط است. کودکان دقیقا از رفتار پدران و مادران الگوبرداری می کنند. پس اگر مشغول انجام کاری هستید و مستاصل هم شده اید، از این جمله استفاده نکنید: «رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا کنم اما اصلا نمی توانم تا آن موقع این کار را انجام دهم.» با بیان چنین جمله هایی غیرمستقیم به فرزندتان نداشتن اعتمادبه نفس را منتقل می کنید. حتی اگر قادر به انجام کاری نیستید، مثبت صحبت کنید: «رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا کنم. هنوز نتوانسته ام ولی تمام تلاشم را انجام می دهم و مطمئنا به نتیجه دلخواهم می رسم. با یک برنامه ریزی صحیح حتما می توانم انجامش دهم.» در تمام این مدت فرزند شما به گفته هایتان گوش می دهد و به اینکه با یک کار سخت چگونه برخورد می کنید، توجه دارد.

● بگذارید ریسک کند

به فرزندتان بیاموزید حتی اگر نتیجه نهایی آنچه انتظارش را داشته، نباشد، اینکه راه مورد علاقه خود را انتخاب و برای انجام آن تلاش کند، ارزشمند است و بخش زیادی از کار را پیموده است اما این تفکر مخصوص افرادی است که اعتمادبه نفس دارند و از به نتیجه نرسیدن نمی ترسند. فرزندتان را ترغیب کنید در فعالیت های گروهی در مدرسه مانند عضویت در تیم های ورزشی، گروه های موسیقی یا حتی گروه های علمی شرکت کند. با این کار او فرصت نشان دادن توانایی هایش را به دست می آورد و حتی ممکن است در این گروه ها به عنوان سرگروه نقش هایی را برعهده بگیرد که در تقویت اعتمادبه نفس او نقش زیادی خواهد داشت.

اقدام دیگری که می توانید انجام دهید، برنامه ریزی برای گردش های کوتاه اما هیجان انگیز خانوادگی است؛ دوچرخه ای کرایه و مسیری را از قبل انتخاب کنید و به فرزندتان بگویید یک گردش غیرمنتظره دارید. مسیر حرکت را به او نگویید. بگذارید در عمل انجام شده قرار بگیرد، ترس را بیازماید و اعتمادبه نفسش افزایش پیدا کند.

مسابقه های ۲ نفری بین خودتان و او ترتیب دهید؛ بذرهای یک گیاه خاص را تهیه کنید و از فرزندتان بخواهید آن را بکارد و مسوولیت پرورش اش را برعهده بگیرد. با دیدن روند رشد گیاه شما و رسیدگی تان به آن، او هم ترغیب می شود این کار را انجام دهد و ترس از انجام کارهای انفرادی کم کم در وجودش از بین می رود.

● به او حق انتخاب بدهید

وقتی برای خرید لباس کودک می روید، به هماهنگ کردن رنگ های لباس های مختلف توجه می کنید اما ممکن است فرزندتان رنگ هایی را انتخاب کند که خیلی هم با هم جور نیستند و شما دوست ندارید لباسی با آن رنگ ها بپوشد.

اینکه کودک شما چند رنگ ناهماهنگ را انتخاب کند، خیلی بهتر از این است که همیشه شما انتخاب کنید. به او حق انتخاب بدهید. بخش مهمی از شکل گیری اعتمادبه نفس کودک به انتخاب های مستقل او بستگی دارد. حتی اگر انتخاب های درست و بجایی نباشد. مطمئن باشید پس از چند بار، انتخاب های درستی خواهد داشت چون به خودش اعتماد دارد.

● به اندازه ستایشش کنید

برای تشویق کودکتان هم حد و مرزی قائل شوید. اینکه دختر ۱۰ ساله شما از دستمال کاغذی برای پاک کردن لبش هنگام غذاخوردن استفاده می کند امری بدیهی است و نیازی نیست بابت این کار هدیه ای دریافت کند. بچه ها خیلی سریع همه چیز را می آموزند و شما به صورت ناخودآگاه به این دلیل که حس پدر و مادری دارید، آنها را تشویق می کنید. اینکه کودک را تشویق می کنید، بسیار عالی است اما به او حسی واقعی ببخشید و این حس را اغراق آمیز نکنید. در غیر این صورت فکر می کند این کارهای ساده هم حتما خیلی سخت بوده و فقط او از عهده انجامش برمی آید.

● بگذارید مشکلاتش را خودش حل کند

بچه ها با حل مشکلاتشان، اعتمادبه نفسشان را تقویت می کنند و به توانایی های خود پی می برند. آیا فرزندتان را در حالی که مشغول پیداکردن یک تکه پازل است فقط تماشا می کنید یا سریع تکه پازل گمشده را برایش پیدا می کنید؟ آیا وقتی به سختی مشغول بستن دکمه های لباس با بند کفشش است، سرزنشش می کنید و خودتان انجام این کار را به عهده می گیرید یا اجازه می دهید برای چند بار دکمه ها را جابجا ببندد یا بند کفشش وسط راه باز شود؟ مطمئن باشید اگر بتواند این کارهای ساده را بارها اشتباه انجام دهد، حتما در آینده با اعتمادبه نفس بیشتری مشکل های بزرگ تر را به تنهایی حل می کند.

  • در تعریف و پاداش تعادل را رعایت کنید

با تمجید از کودکان‌تان برای آنها ارزش قائل شوید و متقابلا انتظارات خود را به آنان بیان کنید. تعریف نکردن از آنها به منزله اعتماد نداشتن به آنهاست. عبارات تمجیدی معقولانه‌ای مانند خوش فکر، سختکوش، باهوش، خلاق، قوی و مهربان عباراتی هستند که کودک با شنیدن آنها سعی در بهتر برآورده‌کردن این انتظارات خواهد داشت.

عباراتی چون کامل‌ترین، بهترین، زیباترین و درخشان‌ترین، انتظاراتی سخت و غیرممکن برای آنهاست. عبارات برای آنها درونی و ذاتی می‌شوند و اگر کودک نتواند به آن اهداف غیرممکن دست یابد تحت فشار شدیدی قرار خواهد گرفت. هنگامی که در مورد مشکلات رفتاری کودک با یکدیگر صحبت می‌کنید، مراقب باشید کودکان‌تان صحبت‌های شما را نشنوند.

اگر کودکان بشنوند که والدین‌شان با هم یا با دوستانشان در مورد آنان صحبت می‌کنند و مثلا می‌گویند که او حسود است یا از او به‌عنوان شیطان کوچولو نام می‌برند یا اگر همیشه از آنها به‌عنوان موجودی خجالتی یا ترسو یاد می‌کنند، این مفهوم به آنها القا می‌شود که این مشکلات رفتاری آنها را هرگز نمی‌توان تحت کنترل درآورد، ولی از سوی دیگر اگر آنها بشنوند که والدین در مورد نکات مثبت رفتاری آنها صحبت می‌کنند، اعتماد به نفسشان زیاد خواهد شد و سعی در رشد آن نکات مثبت خواهند داشت.

  • انعطاف‌پذیر باشید، ولی کودک را از حقایق دور نگه ندارید

اگرچه کودکان به حمایت نیاز دارند، ولی حمایت بیش از حد، وابستگی و حساسیت افراطی را در آنان به وجود می‌آورد. شما می‌توانید مهربان باشیداما بیش از حد دلسوزی نکنید. کودک شما باید بیاموزد که چگونه از موانع و شکست‌ها عبور کند اما احساس وابستگی، انعطاف‌پذیری و حمایت بیش از حد شما همیشه آنها را در همه موانع پیروز نگه داشته و چگونگی برخورد با مشکلات را به آنها نمی‌آموزد.

  • پدر و مادر با هم هماهنگ باشند

پدر مادری که در دو جهت متفاوت آموزشی حرکت می‌کنند، باعث گیج شدن کودک می‌شوند. کودک برای والدینی که به هم احترام نمی‌گذارند، احترام قائل نخواهد شد. توصیف والدین دیگر کودکان با عباراتی چون «ابله» ممکن است، به‌طور موقت شما را در نظر کودکان خوب جلوه دهد، ولی این کار شما دقیقا نتیجه معکوس دارد و بعد از آن، کودک هرگز برای شما احترام قائل نخواهد شد.

این موضوع به ویژه در والدینی که از هم جدا شده‌اند بسیار اهمیت دارد. این هماهنگی حتی در مورد پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها نیز صدق می‌کند. بسیار مهم است که پدرها و مادرها به والدین خود احترام بگذارند. نگه نداشتن احترام یکدیگر در خانواده، باعث درک این مطلب در کودکان می‌شود که آنها نیز اجازه بی‌حرمتی را دارند.برای معلمان، آموزش و یادگیری احترام ویژه‌ای قائل شوید.چگونه اعتماد به نفس را در کودکانمان بالا ببریم؟

 

گردآورنده : تهران۹۸

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه