وقایع چهاردهم ربیع الاول

وقایع چهاردهم ربیع الاول

 

وقایع چهاردهم ربیع الاول

 

مرگ یزید بن معاویه

در سال 64 هجری در شب چهاردهم ربیع الاول یزید بن معاویه بن ابی سفیان در سن 39 سالگی یا 37 سالگی به درکات جحیم شتافت. اقوال دیگر در مرگ یزید دوازدهم و پانزدهم این ماه است .

مادر یزید میسون دختر بجدل کلبی است. او کسی است که غلام پدر خود را بر خود متمکن ساخت و به یزید ملعون بارور شد. از همین جاست که طبق فرمایش ایمه علیهم السلام قاتل امام حسین علیه السلام ولدالزناست, که این کلام شامل شمر, عمر سعد, ابن زیاد و غیر آنها نیز میشود.

او شارب الخمر, قمار باز, میمون باز, ناکح با محارم, صاحب اشعار کفر آمیز و تارک الصلو ت بود. او بود که واقعه جانسوز کربلا را به وجود آورد و امام حسین علیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت را به شهادت رساند و امام زین العابدین علیه السلام و عمه سادات زینب کبری سلام الله علیها و دیگر علویات و فاطمیات را با آن وضع در کوچه و بازار به اسارت برد.

او بود که خانه خدا را خراب کرد و پرده آن را سوزانید. همچنین او بود که در واقعه حره در مدینه کشف ستر زنان مهاجر و انار کرد, و سه روز مال و جان و ناموس مردم را بر سربازان خود حلال کرد. بعد از این ماجرا فرزندانی به هم رسیدند که پدر معینی نداشتند. بعد از آن قتل و غارتی در مدینه شد و حرمت حرم شریف نبوی هتک گردید, و مردم را داخل حرم مطهر کشتند.

در علت مرگ او چند قول است :یکی اینکه به بلای آسمانی هلاک شده است. شیخ صدوق رحمه الله میفرماید: یزید شب با حال مستی خوابید و صبح او را مرده یافتند در حالیکه بدن او تغییر کرده, مثل اینکه قیر مالیده شده باشد. بدن نحسش را در باب الصغیر دمشق دفن کردند.

احمدبن حنبل و جماعتی از اهل سنت لعن یزید را تجویز کرده اند و عده ای از آنان معتقد به کفر یزید هستند, و ابن جوزی کتابی بر رد یزید نوشته است.

در این روز زیارت امام حسین علیه السلام مناسب است.

وقایع چهاردهم ربیع الاول

 

مرگ موسی خلیفه عباسی

در این روز و به قولی در 15 و 18 ربیع الاول موسی الهادی, فرزند مهدی عباسی به درکات جحیم شتافت.

در همان شب هارون خلیفه شد و ماُمون نیز به دنیا آمد.

خلافت موسی الهادی یک سال و سه ماه طول کشید و 25 یا 26 سال عمر کرد. او به قساوت قلب و قلت رحم و خشونت طبع و شرارت نفس مشهور بود.

سید بن طاووس رحمه الله در مهج الدعوات روایت میکند که موسی الهادی لشکر فرستاده حسین بن علی بن حسن مثنی بن امام حسن مجتبی علیه السلام صاحب فخ را با اصحابش شهید کرد, و سر او را با اسیران به نزد او آوردند, چون نظرش بر آن سر افتاد اشعاری خواند.

پس اسیران را یکی پس دیگری می آوردند, و او بعد از سرزنش و توبیخ امر به قتل آنها می کرد. در یک روز جماعتی از اولاد امیرالمومنین علیه السلام را به قتل رسانید و طابین را دشنام میداد تا رسید به نام مبارک موسی بن جعفر علیه السلام, نسبت به آن حضرت بد گفت و فریاد کشید:"که حسین صاحب بخ خروج نکرد مگر به امر موسی بن جعفر علیه السلام, چون او صاحب وصیت در این خانواده است.

به خدا قسم او را به قتل می رسانم. خدا بکشد مرا اگر او را زنده بگذارم و خدا بکشد مرا اگر او را عفو کنم و اگر نبود که سفاح و پدرم مهدی فضایل بسیار در حق جعفربن محمد از کثرت علم و دین و فضلش برایم نقل کرده ان��, هر آینه قبر او را میشکافتم و بدن او را به آتش میسوزانیدم".

علی بن یقطین نامه ای از بغداد برای حضرت کاظم علیه السلام فرستاد و صورت حال را شرح داد. چون نامه به حضرت رسید, اهل بیت و شیعیان خود را خبر کرد و فرمود: راُی شما در این باب چیست؟

عرض کردند: صلاح این است که شما خود را از این جبار ظالم پنهان دادی. حضرت فرمود: اول نامه ای که از عراق بیاید متضمن خبر مرگ موسی الهادی است و چنان شد که آن حضرت خبر دادند.

 

 

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه