احکام انواع طلاق- رساله حضرت آية الله العظمى امام خمینی

احکام انواع طلاق

رساله حضرت آیة الله العظمى امام خمینی

احکام انواع طلاق

طلاق بائن و طلاق رجعى

2522 طلاق بائن آن است که بعد از طلاق مرد حق ندارد به زن خود رجوع کند یعنى بدون عقد او را به زنى قبول نماید و آن بر پنج قسم است:

اول: طلاق زنى که نه سالش تمام نشده باشد.

دوم: طلاق زنى که یائسه باشد. یعنى اگر سیده است بیشتراز شصت‏ سال و اگر سیده نیست بیشتر از پنجاه سال داشته باشد.

سوم: طلاق زنى که شوهرش بعد از عقد با او نزدیکى نکرده باشد.

چهارم: طلاق زنى که او را سه دفعه طلاق داده ‏اند.

پنجم: طلاق خلع و مبارات، و احکام اینها بعدا گفته خواهد شد.

 

و غیر اینها طلاق رجعى است، که بعد از طلاق تا وقتى زن در عده است مرد مى‏تواند به او رجوع نماید.

 

2523 کسى که زنش را طلاق رجعى داده، حرام است او را از خانه‏ اى که موقع طلاق در آن خانه بوده بیرون کند، ولى در بعضى از مواقع در کتابهاى مفصل گفته شده، بیرون کردن او اشکال ندارد، و نیز حرام است زن براى کارهاى غیر لازم از آن خانه بیرون رود.

در طلاق رجعى مرد به دو قسم مى‏تواند به زن خود رجوع کند : اول: حرفى بزند که معنایش این باشد که او را دوباره زن خود قرار داده است. دوم: کارى کند که از آن بفهمد رجوع کرده است.

2525 براى رجوع کردن لازم نیست مرد شاهد بگیرد، یا به زن خبر دهد، بلکه اگر بدون این که کسى بفهمد بگوید: به زنم رجوع کردم، صحیح است.

2526 مردى که زن خود را طلاق رجعى داده اگر مالى از او بگیرد و با او صلح کند که دیگر به او رجوع نکند حق رجوع از بین نمى رود.

2527 اگر زنى را دوبار طلاق دهد و به او رجوع کند، یا دو بار او را طلاق دهد و بعد از هر طلاق عقدش کند، بعد از طلاق سوم، آن زن بر او حرام است، ولى اگربعد از طلاق سوم به دیگرى شوهر کند، با چهار شرط به شوهر اول حلال مى‏شود، یعنى مى‏تواند آن زن را دوباره عقد نماید:

اول: آنکه عقد شوهر دوم همیشگى باشد و اگرمثلا یک ماهه یا یک ساله او را صیغه کند، بعد از آن که از او جدا شد، شوهر اول نمى‏تواند او را عقد کند.

دوم: شوهر دوم بالغ باشد و با او نزدیکى و دخول کند، و بنابر احتیاط واجب باید انزال شود.

سوم: شوهر دوم طلاقش دهد یا بمیرد.

چهارم: عده طلاق یا عده وفات شوهر دوم تمام شود.

احکام انواع طلاق

طلاق خلع

2528 طلاق زنى را که به شوهرش مایل نیست و مهر یا مال دیگر خود را به او مى‏بخشد که طلاقش دهد طلاق خلع گویند.

2529 اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق خلع را بخواند، چنانچه اسم زن مثلا فاطمه باشد مى‏گوید: "زوجتى فاطمة خالعتها على ما بذلت هى طالق" یعنى زنم فاطمه را طلاق خلع دادم او رها است.

2530 اگر زنى کسى را وکیل کند که مهر او را به شوهرش ببخشد و شوهر،همان کس را وکیل کند که زن را طلاق دهد، چنانچه اسم شوهر محمد و اسم زن فاطمه باشد وکیل صیغه را این طور مى‏خواند: "عن موکلتى فاطمة بذلت مهرها لموکلى محمد لیخلعها علیه" پس از آن بدون فاصله مى‏گوید: "زوجة موکلى خالعتها على ما بذلت هى طالق" و اگر زنى کسى را وکیل کند که غیر از مهر چیز دیگرى را به شوهر ببخشد که او را طلاق دهد وکیل به جاى کلمه " مهرها" آن چیز را بگوید، مثلا اگر صد تومان داده باید بگوید: "بذلت ماة تومان".


طلاق مبارات

2531 اگر زن و شوهر یکدیگر را نخواهند و زن مالى به مرد بدهد که او را طلاق دهد، آن طلاق را مبارات گویند.

2532 اگر شوهر بخواهد صیغه مبارات را بخواند چنانچه مثلا اسم زن فاطمه باشد، باید بگوید: "بارات زوجتى فاطمة على مهرها فهى طالق" یعنى مبارات کردم زنم فاطمه را در مقابل مهر او پس او رها است، و اگر دیگرى را وکیل کند، وکیل باید بگوید: "بارات زوجة موکلى فاطمة على مهرها فهى طالق" ودر هر دو صورت اگر بجاى کلمه "على مهرها" "بمهرها" بگوید اشکال ندارد.

2533 صیغه طلاق خلع و مبارات باید به عربى صحیح خوانده شود، ولى اگر زن براى آن که مال خود را به شوهر ببخشد مثلا به فارسى بگوید: "براى طلاق فلان مال را به تو بخشیدم"، اشکال ندارد.

2534 اگر زن در بین عده طلاق خلع یا مبارات از بخشش خود برگردد شوهر مى‏تواند رجوع کند و بدون عقد دوباره او را زن خود قرار دهد.

2535 مالى را که شوهر براى طلاق مبارات مى‏گیرد، باید بیشتر از مهر نباشد، ولى در طلاق خلع اگر بیشتر باشد، اشکال ندارد.

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه